تبليغاتX
پَـ ـرشـ ـان

تو انتخاب کردن اسم‌ش یه‌کم اختلاف نظر پیدا کردیم. من می‌گفتم هوشنگ، خواهرم می‌گفت رامبد و اسم قبلی‌ش: قاسم.. اما از اونجا که خواهرم عزیزترین آدم روی زمین هست، حرفش رو قبول کردم و رامبد شد.. رامبد.

 

 

حالا به عشق اون سه روزی می‌شه که زود میام خونه و باهاش حرف می‌زنم. تلاشش رو واسه‌ی تکرار حرف‌هام که می‌بینم به وجد میام.

رامبد امروز اولین کلمه رو گفت.. " سلام " و چهره‌ی من دیدنی بود! دوست داشتم بغلش کنم. دوست داشتم بوسش کنم.. دوست داشتم زنگ بزنم و بگم مرسی عزیزم.. این بهترین هدیه‌ای بود که یه نفر بهم داده.. خیلی دوستش دارم. دوست داشتم تو رو هم توی این احساس خوب شریک کنم. اما خب، توی اون لحظه تو مسافرت بودی و وقتی برگشتی ایران اینجا رو می‌خونی و می‌بینی تو این احساس به یادت بودم. باور نمی‌کنی رامبد چقدر دوست داشتنی شده، باید کاراشو ببینی..

+  پنجشنبه 1391/02/28  - ساعت  1:28  - توسط   رضـا  | 

اونقدر که یه خاطره خوب می‌تونه آدمو بتگتا بده، یه خاطره بد نمی‌تونه

+ خوبی‌ش اینه‌که تو واسه من هیچ خاطره‌ی خوبی نساختی!

+  سه شنبه 1391/02/26  - ساعت  21:41  - توسط   رضـا  | 

هر چه از دست میرود بگذار برود. چیزی که به التماس آلوده باشد نمیخواهم.

هر چه باشد، حتی زندگی.. "ارنستو چگوارا"

+  سه شنبه 1391/02/26  - ساعت  21:33  - توسط   رضـا 

من تصور ِ بی‌هِجای عشقم.. می‌توانی معنی‌ام کنی؟

+  سه شنبه 1391/02/26  - ساعت  1:39  - توسط   رضـا  | 

دوست دارم دراز بکشم وسط اتوبان و از ماشین‌هایی که دارن با سرعت از روبرو میان با زاویه‌ای چسبیده به کفِ خیابون عکس بگیرم، بدون در نظر گرفتن اینکه بعدش چی می‌شه! مهم اینه‌که یه عکس خوب گرفتم.. مهم اینه‌که یه عکس واقعی از واقعیت پیش‌ روم گرفتم..

پ.ن: بدبختی من اینه‌که من همیشه واقعیت‌ها رو می‌بینم، حتی اگر بخوان ازم پنهونش کنن.

+  دوشنبه 1391/02/25  - ساعت  0:22  - توسط   رضـا  | 

بین راست و دروغ فقط یه فاصله زمانی تفاوته..

اگه راست بگی همون موقع چوبش رو می‌خوری، اگه دروغ بگی چند صباحی دیرتر..

پ.ن: خعلی وختا خعلی چیزا رو نمی‌خواد بگی! گاهی کافیه وانمود کنی نفهمدی..

+  یکشنبه 1391/02/24  - ساعت  1:1  - توسط   رضـا  | 

خدایی بعضی وختا به زن‌ها غبطه می‌خورم! من با تمام ادعای مرد بودنم شب‌ها نمی‌تونم حتی وزن یه پتو رو روی خودم تحمل کنم، نفسم بالا نمیاد اصن.. اما زن‌ها خیلی از شب‌ها حداقل ۶۰ - ۷۰ کیلو وزن یه مرد رو روی خودشون احساس می‌کنند، تازه لذت هم می‌برند. دمتون گرم. اما فارغ از شوخی‌ به قول یارو گفتنی: آدم به جرم خوردن میوه‌ی ممنوع رانده از بهشت شد.. اما چه باک، که حوا خودش بهشت دیگری‌ست.

اصلا آدم اگر به درد می خورد که خدا حوا را نمی‌آفرید.. والا به قرعان! روزتون مبارک.

+  شنبه 1391/02/23  - ساعت  1:13  - توسط   رضـا  | 

من خودم بودن را ترجیح می‌دهم به همه آن چیزهایی که اطرافیانم فکر می‌کنند.

+  جمعه 1391/02/22  - ساعت  12:54  - توسط   رضـا  | 

آها راستی میلاد، دوست داشتم یه بار دیگه بگم تا خوب یادت بمونه!

دیروز که گذشت، فردام که هنو نیومده.. می‌مونه امروز !

که امروزم کلیارم دهنت..

+  جمعه 1391/02/22  - ساعت  12:26  - توسط   رضـا 

عشق٬ تنها یک حالت هیجانی است که گذر زمان آن را به زوال خواهد کشاند..
+  پنجشنبه 1391/02/21  - ساعت  0:47  - توسط   رضـا  | 

و عشق یک بیماری بد خیم روحی بود!
+  چهارشنبه 1391/02/20  - ساعت  11:44  - توسط   رضـا